صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
113
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
كسى كه ازين معنى غافل ماند و او را بيكاره گذارد و به مرتبهى حيوانات قناعت ورزد و از مرز محسوسات نگذرد ، اوست كه در اثر عاطل گذاشتن نفس خود را به هلاكت افكنده است و در اثر إعراض از آن فراموشش كرده است . پس همانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردهاند ، در نتيجه او هم آنان را ( ازياد ) نفسشان بفراموشى افكنده است . و آنكه جز محسوسات حسى را نشناسد خدا را فراموش كرده است ، چرا كه واجب تعالى را به حس در نتوان يافت ، برين ملاك آنكه خدا را فراموش كند ، خدا نيز لاجرم نفس او را فراموش او ساخته است . و آنكه به درجهى حيوانات فرودآيد ، فرارفتن بر افق ملأ اعلى را واگذارد و در امانتى كه خداوند در اوبوديعت نهاده و برو انعام داشته است ، خيانت ورزيده و خود را در معرض خشم وى قرار داده است ؛ و حال او بدتر از حيوانات خواهد بود ، چراكه حيوانات به مرگ خلاصى يابند و اما نزد اين شخص امانتى است كه بناچار بايد به سپارندهى آن بازگردانده شود ، چراكه بازگشتگاه امانت سوى اوست . اين امانت چون خورشيد درخشانى است كه بدين قالب فانى فروافتاده و از او غروب كرده است ، و بناچار آنگاه كه اين قالب خراب گردد از غروبگاه خود برآيد و بسوى آفرينندهاش بازگردد - به صورتى تاريك و گرفته ، و يا بگونهاى درخشان و پرتوافكن - . آنكه درخشان و پرتوافكن بود از حضرت ربوبى محجوب نباشد و آنكه تاريك گشته نيز بسوى حضرتش بازگردد ، چرا كه بازگشت همه سوى اوست ، جزين كه چنين كس سرش از طرف اعلى عليين به طرف اسفل سافلين برگشته است ؛ همچنانكه درين آيه فرمايد « 24 » : « و اگر مىديدى آنگاه كه مجرمين نزد پروردگار خود سر به پائيناند » روشن مىگردد كه آنان نزد پروردگار خويشاند ليكن سر به پائين و نحوست گرفته ، روىها به پشت برگشته و سرها از فراز ارواح
--> ( 24 ) - وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ . [ سوره سجده 32 / 12 ] .